سید مرتضی و حکم به جعل در احادیث

mortezaسید مرتضی از علمای برجسته حوزه بغداد در قرن پنجم و متعلق به مکتب حدیثی عقل گرا است و مشهور است که معتقد به عدم حجیت خبر واحد بوده است(الذریعه الی اصول الشریعه/سید مرتضی علم الهدی/ ج ۲ ص ۴۲).

انتظار آن است که ایشان در مواجهه با روایاتی که ظاهر آن ها با عقل سازگار نیست به راحتی حکم به جعلی بودن روایات نموده و آن ها را از اعتبار ساقط نماید.

ولی ایشان در کتاب امالی و در مجلس بیست و دوم در قالب بیان اشکال یک مستشکل، شیوه ی فقه الحدیثی خود را در مواجهه با این قبیل روایات بیان نموده اند.

در این مجلس پس از نقل نسخه هایی از روایت “ان قلوب بنی آدم کلها بین اصبعین من اصابع الرحمان یصرفها کیف شاء/ قلب انسانها در بین دو انگشت از انگشتان الهی قرار دارد و هر گونه که بخواهد آنها را دگرگون می سازد”  آورده اند:

ان سال سائل … فقال: ما تأویل هذه الأخبار على ما یطابق التوحید و ینفى التشبیه؟ أ و لیس من مذهبکم أنّ الأخبار التى یخالف ظاهرها الأصول، و لا تطابق العقول لا یجب ردّها، و القطع على کذب رواتهاإلّا بعد ألّا یکون لها فى اللغة مخرج و لا تأویل؟ (امالی المرتضی / ج ۱ ص ۳۱۸)

“اگر کسی سوال کند که: چگونه میتوان این روایات را تاویل نمود، به گونه ای که با توحید سازگار بوده و از تشبیه خداوند به خلق دور باشد؟

آیا شیوه شما آن نیست که روایاتی را که ظاهر آن ها با اصول سازگار نبوده و مخالف عقل است را تا زمانی که راه حلی در لغت دارند یا امکان تاویلشان وجود دارد، رد نمی نمایید و اطمینان به کذب راویانش پیدا نمی کنید؟”

این شیوه ی مصرح در بیان سید مرتضی دانشمند عقل گرای شیعی که موید به عمل سایر عالمان نیز هست درسی است برای حدیث پژوهان و علاقمندان به موضوعات حدیثی تا در مواجهه با حدیث به سرعت حکم به مجعول بودن روایت نداده راویان آن را متهم به کذب و ضعف یا دست کم نقل روایات ضعیف ننمایند.

Posted in نوشته های عمومی | ۱ Comment

جلسه دفاع از پایان نامه‌ی “حکم فقهی تجارت الکترونیکی”

logo1طلبه: سیده مرضیه حسینی / استاد محترم راهنما حجه الاسلام دکتر احمد شفیعی نیا/ استاد محترم مشاور حجه الاسلام دکتر رمضان محمدی
امروز به عنوان استاد داور در جلسه دفاعیه پایان نامه سطح سه حوزه شرکت کردم. این جلسه دفاعیه چند نکته جالب داشت:
۱٫ در ابتدای جلسه متوجه شدم استاد محترم راهنما از دوستان قدیمی مدرسه شهیدین است که ایشان را به نام آقای شفیعی می شناختیم و سالهای مدیدی بود که توفیق زیارت ایشان از نزدیک فراهم نشده بود. استاد محترم مشاور نیز از همکاران قدیمی بخش تاریخ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور) بودند که در این جلسه با ایشان آشنا شدم.
۲٫ با توجه به اینکه رساله مربوط به حوزه علمیه فدک همدان بود در خانه قول یک روز سفر همدان را داده بودم که هفته آخر با خبر شدم جلسه به صورت ویدئو کنفرانس برقرار می‌شود. علی رغم تجربه تدریس مجازی، تجربه جلسه دفاع غیر حضوری نیز جالب بود.
۳٫ موضوع رساله نیز در نوع خود جدید و برایم جالب بود. تدوین رساله به جهت محتوایی خوب و منسجم انجام شده بود و حائز تتبع فراوان و ساختار روانی بود. هرچند هنوز جای کار زیادی دارد به ویژه از جهت اطلاعات مربوط به حوزه فناوری اطلاعات. جای خالی یک مشاور فناوری اطلاعات در رساله کاملا محسوس بود.
۴٫ رساله به لحاظ نقاط قوت فراوان با امتیاز عالی پذیرفته شد. ضمن آرزوی توفیق برای محقق محترم امیدوارم در ادامه نسبت به تکمیل و انتشار آن نیز اقدام نمایند.
چکیده پایان نامه:
علی رغم نقاط قوت فراوان، پایان نامه از چکیده مناسبی برخوردار نبود. به همین جهت نتیجه گیری مختصر پایانی را به جای آن می‌آورم:
در حالی که ظاهرا تاثیرات کلی جهانی سازی بر جهان اسلام منفی به نظر می‌رسد، اما تاثیر نهایی این پدیده به توانایی امت اسلامی در زمینه برخورد با این پدیده و تنظیم یک رویکرد جمعی کارآمد بستگی دارد. با سرپنجه تدبیر می‌توان از بحرانها، فرصتی برای موفقیت ساخت.
معاملات الکترونیک همچون معاملات سنتی تابع قواعد عمومی و ویژه معامله با مسلمین و غیر مسلمین و احکام معاملات است.
با توجه به امتیازاتی که معاملات الکترونیکی نسبت به اشکال و شیوه‌های معاملات سنتی دارند، نه فقط اقدام به آنها منع شرعی ندارد بلکه در بسیاری از موارد رجحان هم دارد و بالاتر گاهی لازم یا واجب است.
از بررسی متون فقهی و آرای فقهای متقدم و متاخر برمی‌آید که آنچه در باب معاملات و به ویژه در انعقاد عقود ضروری است اعلام اراده متعاملین می‌باشد و مسلم است که هر وسیله‌ای که عرفا صلاحیت انشاء داشته باشد، می‌تواند به عنوان وسیله اعلام اراده در معاملات مورد استفاده قرار گیرد. از آنجا که ایجاب و قبول الکترونیکی نیز بیانگر قصد طرفین بوده و صلاحیت انشای عقد را داراست، مشمول عمومات و اطلاقات بیع شده و آثار حقوقی خاص بیع در مورد آنها جاری می شود. علاوه بر این با کمک قواعد فقهی مانند قاعده اصاله اللزوم، اصاله الصحه و قاعده تراضی مشروعیت معاملات الکترونیکی آشکار می‌شود.

نکات قوت
۱٫ موضوع خوب و مناسب و به روز و کارآمد
۲٫ ظاهر مناسب، تقریبا بی غلط، قلم خوب، ساختار ظاهری مناسب،
۳٫ تتبع خوب، حدود نود منبع فارسی و عربی و قدیم و جدید
۴٫ اشاره به پاورقی ها و فهرست منابع و مآخذ هم نکته ای نداشت.

نکات ظاهری و صوری
۱٫ پایان نامه برای چه سطحی نوشته شده است؟
۲٫ چکیده و نتیجه گیری نهایی از نظر حجم و محتوا متناسب نیستند.
۳٫ سوال اصلی مشکل عبارتی دارد ۱۲
سوالات فرعی برخی ارتباطی با موضوع ندارند
مثل قوانین بازاریابی اینترنتی/ موضوع اجرای قانون تجارت الکترونیک / اصول حاکم بر قوانین تجارت الکترونیک
۴٫ فرضیه پژوهش متناسب با سوال اصلی یا سوالات فرعی نیست (جریان احکام فقهی در باب تجارت الکترونیک مشکل است!)۱۳
۵٫ روش تحقیق علی است ؟ مقصود چیست ؟ بیشتر تحلیلی و مقایسه ای است تا علی.۱۳
۶٫ برخی اشکالات املایی قالب به غالب تغییر یابد ۲۴
مذبور به مزبور تبدیل یابد ۳۱
تعبیر پیامبر اکرم ص یک بازرگان بود ص ۱
۷٫ حجم زیاد نقل قول از دیگران به ویژه در فصل موضوع شناسی ۲۰ – ۴۴
۸٫ در بخش دوم فصل اول (قرارداد الکترونیک)سه بار در فهرست نتیجه گیری داریم که نیازی به تیتر شدن همه آنها نیست.

نکات ساختاری
۱٫ ساختار فعلی:
مفاهیم /
موضوع شناسی (تجارت الکترونیک) /
مقایسه تجارت الکترونیک و بیع سنتی (بیع شرعی) /
امضای دیجیتال /
مشروعیت تجارت الکترونیک /
جرائم و مسئولیت های تجارت الکترونیک
۲٫ نکات مربوط به این ساختار
بعد از موضوع شناسی باید مشروعیت تجارت الکترونیک که در حقیقت ضوابط فقهی باب تجارت است می‌آمد. و بعد از آن به مقایسه تجارت الکترونیک و بیع شرعی می‌پرداختید. مثلا ابتدا به جاری بودن خیارات در تجارت الکترونیک اشاره کرده اید ۹۰ و بعدا به قواعد اثبات خیار در شرع اشاره نموده اید ۱۲۹
امضای دیجیتال در حدود ده صفحه معلوم نیست چرا و به چه مناسبتی در قالب ده صفحه تبدیل به یک فصل شده؟ می‌توانست در بحث مقایسه بیاید. همانگونه که قبول و ایجاب و تحویل و مشاهده و … آمده است.

نکات محتوایی
۱٫ در این پایان نامه انتظار می‌رفت بیشتر به چالش های تطبیق بیع مورد امضای شرع و تجارت الکترونیک اشاره شده و این چالش ها مرتفع شود در حالی که بیشتر به اصل اینکه باید تطبیق کرد اشاره شده است. که در چکیده و خاتمه هم قابل مشاهده است.
به عنوان نمونه فروش یا سرقت اطلاعات (با توجه به اینکه چیزی کم نمی شود آیا سرقت شرعی بر آن حکم می‌کند یا خیر)
ناشناس بودن یکی از طرفین یا معیار شناختن فرد مثل ایمیل اختصاصی و مانند آن
اگر قبول یا ایجاب به صورت ماشینی اتفاق بیافتد حکم چیست؟
جابجایی قبول و ایجاب
خرید اعتباری
۲٫ (لازم نیست برای هر چیزی هم معنای لغوی داشته باشیم هم اصلاحی) تفاوت معنای لغوی و اصطلاحی تجارت الکترونیک معلوم نیست و هردو یکی شده است. ۱۶ و ۱۷
۳٫ موضوع شناسی عمدتا نقل قول است و به همین دلیل تداخل و عدم تناسب در آن دیده می‌شود.
مثلا تعریف قابلیت جستجو ۲۳ تاحدی مربوط به سیستم های قدیمی است.
چه نیازی به بیان دسته بندی متخصصان تجارت الکترونیک یا مراحل امنیت آن است؟ ۳۱- ۳۴
اصول تجارت الکترونیک ۳۹ معلوم نیست عناوین مثبت است یا منفی ۲ و ۴ ضمن این که به بیان نظریه اسلام پرداخته است تا اصول
قوانین تجارت الکترونیک ۴۲ به جای آن که بیان قانون باشد بیان اصول حاکم بر تجارت الکترونیک است.
قوانین بازاریابی ۴۴ قانونی در کار نیست.
۴٫ مراحل بیع سنتی و الکترونیکی چه تفاوتی با هم دارند ۵۴
۵٫ در مقایسه تجارت الکترونیک و بیع سنتی در شروط متعاقدین ۷۳ – ۸۰ این بحث چه ارتباطی با تجارت الکترونیک دارد، بیان نشده و در برخلاف پنجمین بند که مربوط به مالکیت است که با این موضوع شروع شده است.
۶٫ در مقایسه تجارت الکترونیک و بیع سنتی در قسمت خیارات در تجارت الکترونیک مشخص نیست که بحث قانون است یا شرع ۹۰ – ۱۰۳ و در ادامه در دیدگاه شرع در صدد بیان چه هستیم ؟ ۱۰۴ – ۱۰۸
۷٫ به طور کلی اگرچه یکی از نقاط قوت رساله تطبیق بین قانون و شرع اعلام شد ولی تداخل بین بحث از قوانین مصوب و بحث از حکم فقهی در جای جای رساله قابل مشاهده بود و این تفکیک به خوبی انجام نشده بود.

Posted in نوشته های عمومی | Tagged , , , , | ۲ Comments

هرکه در این بزم مقرب‌تر است (رابطه محبت اهل بیت ع و فقر)

شرح روایت من احبنا اهل البیت فلیستعد للفقر جبابا
عن امیر المومنین علی (ع): من أحبّنا أهل البیت؛ فلیستعدّ للفقر جلبابا، أو تجفافا
امیر المومنین ع فرمودند: کسی که ما اهل بیت را دوست بدارد برای فقر خود پوششی فراهم آورد.
سه معنا برای روایت:
۱٫ سید مرتضی از ابوعبید قاسم بن سلام (م ۲۲۴) در کتاب غریب الحدیث نقل نموده‌اند که برخی روایت را به معنای فقر دنیایی دانسته‌اند. ولی مشاهده محبان اهل بیت حکایت از آن دارد که در فقر و غنا همانند سایر مردمند و درست آن است که این کلام اشاره به فقر آخرت داشته و به عنوان موعظه صادر شده است. یعنی هرکه ما اهل بیت را دوست دارد برای فقر خویش در روز قیامت جبرانی از قبیل ثواب و قرب به خدای متعال فراهم سازد.
۲٫ عبدالله بن مسلم بن قتیبه (م ۲۷۶) در کتاب غریب الحدیث خود بر خلاف دیدگاه ابو عبید حدیث را تنها ناظر به فقر در دنیا دانسته و آورده است: معنای روایت آن است که هرکه ما را دوست دارد باید در دنیا به کم خواهی و قناعت بسنده کند و خود را به بازداشتن از امور دنیا و متعلقات آن وا دارد. و صبر بر این فقر به پوشش تعبیر و تشبیه شده است. وی آنگاه در تایید برداشت خود به روایتی اشاره کرده که، نقل شده که آن حضرت گروهی را بر در خانه خود مشاهده نمودند. پرسیدند قنبر! اینان کیستند؟ قنبر عرض کرد: اینان شیعیان شما هستند. حضرت فرمود پس چرا در ایشان سیمای شیعه را نمی‌بینم؟ قنبر عرض کرد: سیمای شیعه چیست؟ حضرت فرمود: شکمهایی که از کم‌خوری به پشت چسبیده، لبانی که از تشنگی خشکیده و چشم‌هایی که از گریه کم سو شده است.
۳٫ سید مرتضی ضمن صحه گذاشتن بر هر دو معنی و ترجیح معنی دوم احتمال سومی را مطرح می‌کنند. که یکی از معانی کلمه «فقر» آن است که بینی شتر را سوراخ کنند تا به نزدیک استخوان برسد آنگاه طنابی به آن ببندند و به این طریق شتران سرکش را نیز رام کنند. معنای روایت نیز بر این اساس آن است که: هرکه مارا دوست دارد باید نفس خویش را به بند کشیده به عبادات وادارد و از مسیر شهوات باز داشته و با صبر بر آنچه مخالف هوای نفس است و سختی های آن رام کند.

ضرورت توجه به معانی مختلف:
سید مرتضی پس از نقل احتمال سوم، بر ضرورت توجه به همه معانی محتملی که شواهدی از کلام عرب دارد تاکید می‌نماید و چنین می‌آورد: بر کسی که با تفسیر عبارات غریب و شعر سر و کار دارد لازم است که همه معانی محتمل کلام را ذکر نماید. چرا که مخاطب می‌تواند هریک از این احتمالات را به صورت مجزا مورد توجه قرار دهد. باید همه احتمالات را ذکر کند نه اینکه مقصود گوینده را به طور مشخص بداند؛ چرا که مراد گوینده از او پوشیده است.

روایات مشابه در شیعه و اهل سنت:
مصادر اهل سنت:

این روایت به نقل از امیر المومنین ع در مصادر حدیثی اهل سنت مشاهده نشد. البته روایتی با مضمون مشابه به نقل از برخی از صحابه از پیامبر اکرم ص نقل شده است. در برخی از این روایات مساله «محبت اهل بیت ع» مطرح شده است. از جمله حاکم نیشابوری آورده است:
حدثنا علی بن حمشاذ العدل ، ثنا محمد بن غالب ، ثنا عفان ، ثنا همام ، حدثنی إسحاق بن عبد الله بن أبی طلحة ، عن أبیه ، عن أبی ذر رضی الله عنه ، أنه أتى النبی صلى الله علیه وسلم فقال : إنی أحبکم أهل البیت ، فقال له النبی صلى الله علیه وسلم : “ الله “ قال : الله ، قال : “ فأعد للفقر تجفافا فإن الفقر أسرع إلى من یحبنا من السیل من أعلى الأکمة إلى أسفلها “
حاکم نیشابوری درارزیابی این حدیث آورده است: “ هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه “مستدرک حاکم / کتاب الرقاق
در بیشتر موارد هم مساله «محبت به شخص پیامبر اسلام ص» مطرح شده است. به عنوان نمونه ترمذی آورده است:
حدثنا محمد بن عمرو بن نبهان بن صفوان الثقفی البصری قال : حدثنا روح بن أسلم قال : حدثنا شداد أبو طلحة الراسبی ، عن أبی الوازع ، عن عبد الله بن مغفل ، قال : قال رجل للنبی صلى الله علیه وسلم : یا رسول الله والله إنی لأحبک . فقال له : “ انظر ماذا تقول “ ، قال : والله إنی لأحبک ، ثلاث مرات ، فقال : “ “ إن کنت تحبنی فأعد للفقر تجفافا ، فإن الفقر أسرع إلى من یحبنی من السیل إلى منتهاه “ “ حدثنا نصر بن علی قال : حدثنا أبی ، عن شداد أبی طلحة ، نحوه بمعناه ، :
ترمذی نیز در ارزیابی این حدیث آورده است: “ هذا حدیث حسن غریب ، وأبو الوازع الراسبی اسمه : جابر بن عمرو وهو بصری “ “ سنن ترمذی أبواب الزهد عن رسول الله صلى الله علیه وسلم –باب ما جاء فی فضل الفقر.
تنها ابن اثیر جزری در کتاب النهایه همانند ابو عبید و ابن قتیبه در کتاب غریب الحدیث خود با عنوان النهایه به این روایت اشاره کرده و آورده است:
وفی حدیث علی رضی اللّه عنه [ من أحَبَّنَا أهْلَ البیت فَلْیُعِدَّ للفَقْر جِلْباباً ] أی لیَزْهدْ فی الدنیا ولْیَصْبِرْ على الفَقْر والقلَّة . والجِلْبَابُ : الإزَارُ والرّدَاء . وقیل المِلْحَفَة . وقیل هو کالمِقْنَعَة تُغَطّی به المرأة رأسها وظَهْرَها وصدرَها وَجَمْعُه جَلاَبیبُ کنى به عن الصَّبْر لأنه یَسْترُ الفَقْر کما یَسْترُ الجلبابُ البَدَن . وقیل إنما کنى بالْجلباب عن اشتماله بالفَقْر : أی فَلْیَبَسْ إزار الفَقْر . ویکون منه على حالةٍ تَعُمُّه وتَشْمَلُه لأن الغنَى من أحوال أهل الدنیا ولا یتهَیَّأ الجمع بین حُبّ الدنیا وحُبّ أهل البیت
ابن ابی الحدید نیز در روایتی مرسل به نقل از جابر جعفی این روایت را نقل نموده و چنین آورده است:
و روى جابر الجعفی عن علی ع أنه قال: من أحبنا أهل البیت فلیستعد عدة للبلاء. ابن ابی الحدید ۴/۱۰۵

مصادر شیعه:
روایاتی که با عبارت «من احبنا» آغاز می‌شوند در تعدادی از روایات شیعه نیز وجود دارد. در اغلب این روایات از محبت اهل بیت ع به عنوان یک فضیلت یاد شده و به بیان پاداش این فضائل پرداخته شده است. به عنوان نمونه برخی از این روایات عبارتند از:
۱٫ قَالَ[حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا بَکْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَزْدِی]: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ: «مَنْ أَحَبَّنَا لِلَّهِ نَفَعَهُ اللَّهُ بِذَلِکَ وَ لَوْ کَانَ أَسِیراً فِی یَدِ الدَّیْلَمِ، وَ مَنْ أَحَبَّنَا لِغَیْرِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ بِهِ مَا یَشَاءُ. إِنَّ حُبَّنَا- أَهْلَ الْبَیْتِ- لَیَحُطُّ الذُّنُوبَ عَنِ الْعِبَادِ کَمَا تَحُطُّ الرِّیحُ الشَّدِیدَةُ الْوَرَقَ عَنِ الشَّجَرِ» قرب الاسناد ط جدید ۳۹
۲٫ عَنْهُ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ یَحْیَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ حَقَّقَ حُبَّنَا فِی قَلْبِهِ جَرَى یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ عَلَى لِسَانِهِ وَ جُدِّدَ الْإِیمَانُ فِی قَلْبِهِ وَ جُدِّدَ لَهُ عَمَلُ سَبْعِینَ نَبِیّاً وَ سَبْعِینَ صِدِّیقاً وَ سَبْعِینَ شَهِیداً وَ عَمَلُ سَبْعِینَ عَابِداً عَبَدَ اللَّهَ سَبْعِینَ سَنَةً. محاسن ۱/۶۱
۳٫ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ جَمَاعَةٍ عَنْ بِشْرِ بْنِ غَالِبٍ الْأَسَدِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع قَالَ: قَالَ لِی یَا بِشْرَ بْنَ غَالِبٍ مَنْ أَحَبَّنَا لَا یُحِبُّنَا إِلَّا لِلَّهِ جِئْنَا نَحْنُ وَ هُوَ کَهَاتَیْنِ وَ قَدَّرَ بَیْنَ سَبَّابَتَیْهِ وَ مَنْ أَحَبَّنَا لَا یُحِبُّنَا إِلَّا لِلدُّنْیَا فَإِنَّهُ إِذَا قَامَ قَائِمُ الْعَدْلِ وَسَّعَ عَدْلَهُ الْبَرَّ وَ الْفَاجِر. محاسن ۱/۶۱
۴٫ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ حَکَمِ بْنِ أَیْمَنَ عَنْ مُیَسِّرِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ النَّخَعِیِّ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ قَالَ: أَتَى نَفَرٌ إِلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَقَالُوا إِنَّ بَنِی عَمِّنَا وَفَدُوا إِلَى مُعَاوِیَةَ بْنِ أَبِی سُفْیَانَ طَلَبَ رِفْدِهِ وَ جَائِزَتِهِ وَ إِنَّا قَدْ وَفَدْنَا إِلَیْکَ صِلَةً لِرَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع قَصِیرَةٌ مِنْ طَوِیلَةٍ مَنْ أَحَبَّنَا لَا لِدُنْیَا یُصِیبُهَا مِنَّا وَ عَادَى عَدُوَّنَا لَا لِشَحْنَاءَ کَانَتْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُ أَتَى اللَّهَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَعَ مُحَمَّدٍ ص وَ إِبْرَاهِیمَ وَ عَلِیٍّ ع. محاسن ۱/۱۶۵

در برخی از روایات نیز در مضمونی مشابه با روایت مورد بحث، به مشکلات و تبعات محبت اهل بیت ع اشاره شده است. به عنوان مثال:
۱٫ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ ع فَجَاءَ جَمِیلٌ الْأَزْرَقُ فَدَخَلَ عَلَیْهِ قَالَ فَذَکَرُوا بَلَایَا الشِّیعَةِ وَ مَا یُصِیبُهُمْ فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ ع إِنَّ أُنَاساً أَتَوْا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ فَذَکَرُوا لَهُمَا نَحْواً مِمَّا ذَکَرْتُمْ قَالَ فَأَتَیَا الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع فَذَکَرَا لَهُ ذَلِکَ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع وَ اللَّهِ الْبَلَاءُ وَ الْفَقْرُ وَ الْقَتْلُ أَسْرَعُ إِلَى مَنْ أَحَبَّنَا مِنْ رَکْضِ الْبَرَاذِینِ وَ مِنَ السَّیْلِ إِلَى صِمْرِهِ قُلْتُ وَ مَا الصِّمْرَةُ قَالَ مُنْتَهَاهُ وَ لَوْ لَا أَنْ تَکُونُوا کَذَلِکَ لَرَأَیْنَا أَنَّکُمْ لَسْتُمْ مِنَّا. المومن ص ۱۵
۲٫ وَ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَاعِداً فَجَاءَ رَجُلٌ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِبُّکَ فِی اللَّهِ فَقَالَ صَدَقْتَ إِنَّ طِینَتَنَا مَخْزُونَةٌ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَهَا مِنْ صُلْبِ آدَمَ فَاتَّخِذْ لِلْفَقْرِ جِلْبَاباً فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ وَ اللَّهِ یَا عَلِیُّ إِنَّ الْفَقْرَ لَأَسْرَعُ [أَسْرَعُ ] إِلَى مُحِبِّیکَ مِنَ السَّیْلِ إِلَى بَطْنِ الْوَادِی . المومن ص ۱۶
۴٫ بشر بن غالب، [الاسدی الکوفی] ۵ قال: سمعت الحسین بن علی علیه السلام یقول: من أحبنا بقلبه و أعاننا بلسانه و نصرنا بیده فهو معنا فی الرفیق الأعلى یوم القیامة، و من احبنا بقلبه و لم ینصرنا بلسانه و لا بیده فهو معنا فی الجنة دون ذلک بمنزلة، و من أبغضنا بقلبه و أعان علینا بلسانه و یده فهو فی الدرک الأسفل من النار، و من أبغضنا بقلبه و أعان علینا بلسانه و لم یعن علینا بیده فهو فی النار فوق ذلک بدرجة. شرح الاخبار ۳/۴۴۸
۵٫ وَ قَالَ ع: وَ قَدْ تُوُفِّیَ سَهْلُ بْنُ حُنَیْفٍ الْأَنْصَارِیُّ بِالْکُوفَةِ بَعْدَ مَرْجِعِهِ [مِنْ صِفِّینَ مَعَهُ ] مَعَهُ مِنْ صِفِّینَ وَ کَانَ [مِنْ أَحَبِ ] أَحَبَّ النَّاسِ إِلَیْهِ لَوْ أَحَبَّنِی جَبَلٌ لَتَهَافَتَ
قال الرضی [رحمه الله تعالى و] معنى ذلک أن المحنة تغلظ علیه فتسرع المصائب إلیه و لا یفعل ذلک إلا بالأتقیاء الأبرار و المصطفین الأخیار.صبحی صالح ۴۴۸
روایت حدیث مورد بحث با همان الفاظ نقل شده توسط سید مرتضی یا قریب به آن تنها در مصادر حدیثی شیعه تنها در کتاب نهج البلاغه و توسط برادر ایشان سید رضی و به صورت مرسل نقل شده است که به نظر می رسد از همان مصادر در اختیار سید مرتضی باشد.
مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلْیَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْبَاباً
صبحی صالح/۴۴۸

معنای روایت:
همانگونه که به نقل از النهایه گذشت مقصود از جلباب لباسی است که بدن را بپوشاند.
ابن منظور نیز در لسان العرب به بیان معنی تجفاف پرداخته و آورده است:
فی الحدیث : أَعِدَّ للفَقْرِ تِجْفافاً؛ التِّجْفافُ : ما جُلِّلَ به الفرس من سِلاحٍ و آلة تقیه الجِراحَ. و فرس مُجَفَّفٌ : علیه تِجْفَاف ، و التاء زائدة. و تجفیف الفرس: أَن تُلبسه التجفاف. و فی حدیث الحدیبیة: فجاء یقوده إلى رسول اللّه، صلى اللّه علیه و سلم، على فرس مُجَفَّفٍ أَی علیه تِجفافٌ، قال: و قد یلبَسُه الإِنسان أَیضا
به این ترتیب تجفاف نیز کنایه از پوشش انسان است.
از میان سه معنای ذکر شده در کتاب سید مرتضی نیز به نظر می رسد هر چند ایشان اصرار به اشاره به تمام معانی محتمل در روایت دارند ولی مجموعه روایات موجود در این موضوع حکایت از آن دارد که احتمال دوم و فقر به معنای فقر در دنیا مقصود اصلی امام در روایت است و در صورت توجه به سایر معانی باید آنها را به عنوان تاویل و در طول این معنا در نظر گرفت. برای نمونه می توان به روایاتی که فقر را در کنار بلاء و قتل ذکر کرده‌اند اشاره نمود.

چرا محبان اهل بیت ع به فقر آزموده می‌شوند:
برای توضیح اینکه چرا محبان اهل بیت ع در دنیا گرفتار بلا و فقر می‌شوند نیز می‌توان وجوهی را ذکر نمود. از جمله آنکه خداوند ایشان را سخت‌تر از دیگران می‌آزماید تا این مساله را موجب ارتقای ایشان قرار دهد. به تعبیر شعر فارسی
هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می‌دهند.
و دوم آنکه همانگونه که ابن قتیبه آورده بود از محبان اهل بیت ع انتظار می‌رود که در مقابل خواهش‌های نفسانی ایستادگی نموده و خود را به قناعت و زهد ورزیدن در زندگی دنیا و بهره مندی از مواهب آن وادارند. بر خلاف دیگران که به این مساله ملتزم نبوده و به همین جهت در ظاهر قید و بند کمتری در زندگی خود احساس می‌کنند.

Posted in نوشته های عمومی | Tagged , , , , , , | Leave a comment

احتضار و عوامل سختی و راحتی جان دادن در روایات

 

پایان نامه ارشد جناب آقای سید امان حیدری رضوی در هفته گذشته دفاع شد. جناب استاد سالمی استاد راهنمای ایشان و جناب استاد سید حیدر طباطبایی نیز استاد محترم داور بودند. من هم نقش مشاوره‌ی این پایان نامه را به عهده داشتم.

دراین پایان نامه که موضوع آن «احتضاروعوامل سختی وراحتی جان دادن در روایات» است سعی شده تا موضوعاتی مرتبط با حالات احتضار، از قبیل کیفیت ظاهر شدن ملک الموت، آشکارشدن اموردرهنگام مرگ، کیفیت قبض روح، حاضرشدن آئمه معصومین علیهم السلام در نزد برخی و حضورشیطان در نزد برخی دیگر بر اساس آیات و روایات مورد بحث قرار گیرد.

 

ادامه رساله درموردعوامل سختی جان دادن می باشد و در آن عوامل سختی جان دادن به تفصیل بیان شده است که آن هم چهاربخش است عوامل اعتقادی، عوامل اخلاقی، عوامل رفتاری و نقش اطرافیان درسختی جان دادن.

بخش پایانی رساله نیز درمورد عوامل راحتی جان دادن می باشد ودرآن عوامل راحتی جان دادن مفصل بیان شده است، این فصل هم مثل فصل دوم به چهاربخش تقسیم شده است، عوامل اعتقادی، عوامل اخلاقی، عوامل رفتاری و نقش اطرافیان در راحتی جان دادن.

Posted in نوشته های عمومی | Leave a comment